به گزارش مفدا بهشتی- آثار و احوال این بزرگان چنین است:
اقبال لاهوری
او در پاکستان به دنیا آمد و درگذشت. 61 سال عمر «شاعر ملی» بین 1256 تا 1317 گذشت. از سیالکوت ایالت پنجاب تا لاهور، بزرگترین شهر پاکستان کنونی. شعر میگفت، فلسفه میدانست. سیاستمدار بود، و از جمله کسانی بود که اسباب جدایی بخش مسلماننشین هند و تشکیل کشور پاکستان را فراهم کرد. نوشتهاند علت انتخاب این جدایی، ناگزیری پس از جنگهای خونین میان مسلمانان و غیرمسلمانان هندی بود. البته این جدایی 9 سال پس از درگذشت وی رخ داد.
اقبال، سرودههای بسیاری به زبانهای فارسی و اردو دارد. این جدایی ٩ سال پس از درگذشت وی صورت گرفت. وی در این کشور بهطور رسمی"شاعر ملی" خوانده میشود.
نیاکان اقبال از قبیلهی سپروی برهمنان کشمیر بودند. او دوران راهنمایی و دبیرستان خود را در کالج میسیونری اسکاتلند (Scotch Mission College) در سیالکوت گذراند. تحصیلات او در رشتهی فلسفه در دانشگاه لاهور آغاز شد و مدرک کارشناسی ارشد فلسفه را در 22 سالگی یعنی سال ۱۸۹۹ میلادی (برابر با 1278 خورشیدی) با رتبهی اول از دانشگاه پنجاب دریافت کرد. وی پس از آن از دانشگاه کمبریج و دانشگاه مونیخ مدرک دکترا در رشتهی فلسفه گرفت. با بسیاری از شرقشناسان همکلام و دوست شد؛ مانند: توماس آرنولد، ادوارد براون و رینولد نیکلسون.
اقبال لاهوری در دوران جنگ جهانی اول در جنبش اسلامی ضد استعماری «خلیفه» عضویت داشت و با بریتانیا مخالفت میکرد. وی با مولانا محمدعلی و محمدعلی جناح همکاری نزدیک داشت و سال ۱۹۲۰ در مجلس ملی هندوستان حضور یافت؛ اما چون گمان میکرد در این مجلس اکثریت با هندوهاست، پس از انتخابات ۱۹۲۶ (1305خ.) وارد شورای اسلامی قانونگذاری پنجاب شد. در این شورا وی از پیشنویس قانون اساسی نوشتهشده به قلم محمدعلی جناح برای احقاق حقوق مسلمانان حمایت کرد. و سال رییس اتحادیهی مسلمانان در اللهآباد، سپس در ۱۹۳۲ در لاهور انتخاب شد.
اقبال یکی از نامورترین و سرشناسترین شاعران پارسیگوی غیرایرانی در ایران است. از کل ۱۲ هزار بیت شعر اقبال، ۷ هزار بیت آن به پارسیست. وی آرزو داشت تهران روزی مانند ژنو در اروپا جایگاه بیابد. تز دکترای او با نام سیر حکمت در ایران نخستین اثر وی بود که امیر حسین آریانپور بهفارسی برگردانده است. از آثار اوست:
علمالاقتصاد: نخستین کتاب دربارهی اقتصاد بهزبان اردو، چاپ ۱۹۰۳ در لاهور؛ تاریخ هند؛ اسرار خودی (منظوم، به زبان پارسی)؛ رموز بیخودی (منظوم، به زبان پارسی)؛ پیام مشرق (منظوم، به زبان پارسی)؛ بانگ درا؛ زبور عجم (منظوم، به زبان پارسی)؛ جاویدنامه (منظوم، به زبان پارسی)؛ پس چه باید کرد ای اقوام شرق (منظوم، به زبان پارسی)؛ احیای فکر دینی در اسلام (انگلیسی)؛ توسعه (سیر) حکمت در ایران (به زبان انگلیسی) و ...
محمدتقی ملکالشعرای بهار
او در مشهد به دنیا آمد و در تهران پس از 65 سال عمر گرامی درگذشت. سالهای 1265 تا 1330 او را به خود دیدهاند. محمدتقی بهار شاعر، ادیب، پژوهشگر و سیاستمدار بود.
محمدتقی بهار تحصیلاتش را از چهارسالگی در مکتبخانه آغاز کرد و سال ۱۲۷۲ پدرش او را با شاهنامه آشنا کرد. همین سال نخستین شعر خود را در بحر شاهنامه سرود و از پدرش جایزه گرفت. از سال ۱۲۷۳ تا ۱۲۷۸ به تحصیل ادامه داد و علاوه بر مدرسه از پدر نیز درس میگرفت.
هجده ساله بود که پدر درگذشت؛ و مسؤولیت سرپرستی خانواده به دوش او افتاد؛ اما با تمام مشکلات، توانست تحصیلات ادبیاش ادامه دهد. به سبب درگذشت پدر، مظفرالدین شاه لقب ملک الشعرایی آستان قدس رضوی را به وی اعطا کرد. وی مدتی عضو شورای عالی معارف بود و در چند دوره به نمایندگی مجلس نیز انتخاب شد و در کابینهی قوامالسلطنه (سال ۱۳۲۴) وزیر فرهنگ بود. همچنین رییس «جمعیت ایرانی هواداران صلح» بود و با وزارت فرهنگ نیز قراردادی برای تألیف کتاب «سبک شناسی شعر فارسی» بست که به علت دچار شدن به بیماری سل ناتمام ماند. آرمگاه او در گورستان ظهیرالدوله است. از آثار اوست:
احوال فردوسی؛ تاریخ تطور شعر فارسی؛ تاریخ مختصر احزاب سیاسی؛ چهارخطابه؛ دستور پنج استاد؛ دیوان اشعار؛ زندگانی مانی؛ سبکشناسی؛ شعر در ایران؛ قبر امام رضا (ع)؛ فردوسینامه؛ یادگار زریران و ...
سهراب سپهری
52 سال زندگی (1359-1307) برای شاعری تنها که جزو 5 شاعر نامدار، صاحب سبک و درجه یک زبان پارسیست او در کاشان به دنیا آمد و در تهران درگذشت؛ اما به زادگاهش برگشت تا به خاک میهن بپیوندد.
سهراب، نوه میرزا نصراله سپهری، نخستین رییس تلگرافخانه کاشان بود. پدرش «اسداله» و مادرش «ماهجبین» هر دو اهل هنر و شعر بودند.
وی پس از تحصیلات ابتدایی و متوسطه و فارغالتحصیلی دانشسرای مقدماتی پسران، در سال ۱۳۲۲ به استخدام ادارهی فرهنگ کاشان درآمد. سال ۱۳۲۷ در دانشکده هنرهای زیبای دانشگاه تهران به تحصیل پرداخت و همزمان به استخدام شرکت نفت درآمد که پس از ۸ ماه استعفا داد. سهراب سال ۱۳۳۰ نخستین مجموعه شعر نیمایی خود را بهنام «مرگ رنگ» منتشر کرد. او در سال ۱۳۳۲ از دانشکده هنرهای زیبا فارغالتحصیل شد و نشان درجهی اول علمی گرفت. در همین سال نقاشیهای خود را در چند نمایشگاه تهران شرکت داد و نیز دومین مجموعه شعرش را با نام «زندگی خوابها» منتشر کرد. سهراب سپهری آذر ۱۳۳۳ در اداره کل هنرهای زیبا «فرهنگ و هنر» در قسمت موزهها شروع بهکار کرد و در هنرستانهای هنرهای زیبا نیز بهتدریس پرداخت.
علاقهی خاص او به فرهنگ مشرق زمین سبب شد به هندوستان، پاکستان، افغانستان، ژاپن و چین سفر کند. مدتی در ژاپن زندگی کرد و هنر «حکاکی روی چوب» را در آنجا فراگرفت. همچنین به شعر کهن سایر زبانها نیز علاقه داشت؛ از این رو ترجمههایی از شعرهای کهن چینی و ژاپنی انجام داد.
وی در امرداد ۱۳۳۶ از راه زمینی به کشورهای اروپایی چون پاریس و لندن رفت. و در مدرسهی هنرهای زیبای پاریس در رشتهی لیتوگرافی نامنویسی کرد. در دورانی که به اتفاق حسین زندهرودی در پاریس بود، بورس تحصیلیاش قطع شد و برای تأمین مخارج و ماندن بیشتر در فرانسه و ادامهی نقاشی، به کارهایی مانند پاک کردن شیشه آپارتمانها پرداخت. میگویند گاهی از ساختمانهای بیست طبقه آویزان میشد.
پس از بازگشت به ایران، سال ۱۳۳۷ سپهری مدتی نیز در اداره کل اطلاعات وزارت کشاورزی با سمت سرپرست سازمان سمعی و بصری مشغول بهکار شد و از مهر ۱۳۴۰ نیز شروع بهتدریس در هنرکدهی هنرهای تزیینی تهران کرد.
او سال ۱۳۴۱ از تمامیِ مشاغل دولتی کنارهگیری کرد و با حضور فعالتر در زمینهی شعر و نقاشی، آثار بیشتری آفرید و راه خویش را پیدا کرد. او جستوجوگر، تنها، کمالطلب، فروتن و خجول با دیدگاههای انسانمدارانهی بسیار گسترده و فراگیر بود. از این رو آثارش همیشه با نقد و بررسیهایی همراه بودهاند. سهراب سپهری سال ۱۳۵۸ برای درمان به انگلستان رفت، اما بیماریاش بسیار پیشرفت کرده بود و وی ناکام از درمان بهتهران بازگشت و مدتی بعد در ۵۲ سالگی درگذشت و روستای مشهد اردهال واقع در اطراف کاشان، آرامگاه ابدیاش شد.
مجموعه اشعار او در کتاب «هشت کتاب» بارها به چاپ رسیده است.
اسماعیل حاکمیوالا
این استاد دانشگاه و مترجم و پژوهشگر، 81 سال (1396-1315) زندگی کرد. فرزند جنوب ایران و آبادان بود؛ اما در تهران از دنیا رفت.
اسماعیل حاکمیوالا را بیشتر با کتاب دستور زبانش میشناسند؛ او تحصیلات ابتدایی و متوسطه را در بوشهر، آبادان و شیراز گذراند و از دبیرستان سلطانی شیراز دیپلم ادبی گرفت. سپس سال ۱۳۳۴ بهدانشکدهی ادبیات و علوم انسانی رفت و در رشتهی زبان و ادبیات فارسی را تا دکترا ادامه داد. رسالهی دکترای وی «سماع در تصوف» نام دارد که به راهنمایی استاد سعید نفیسی نگارش یافت. دکتر حاکمی در کنار تحصیل در دانشگاه، در مدارس سپهسالار و دبیرستان مروی بهتحصیل ادبیات عرب و علوم و معارف اسلامی نیز پرداخت و مقامات حریری مغنیاللبیب، مکاسب، شرایع و سیوطی را در این مدرسههای علوم دینی و عربی فراگرفت. او از ۱۳۴۳ تا ۱۳۴۷ در وزارت آموزش و پرورش بهخدمت پرداخت و در ۱۳۴۷ با درجهی استادیاری به دانشگاه تهران منتقل شد و سرانجام در مهرماه ۱۳۶۹ استاد ممتاز دانشگاه تهران شد. وی علاوه بر تدریس، عهدهدار سمتهایی چون: معاونت دانشگاه علامه طباطبایی بود. دکتر اسماعیل حاکمی شعر نیز میسرود. مجموعه اشعارش با نام «شکوفه» سال 1335 انتشار یافته است.
وی بهسال ۱۳۸۴ بهعنوان چهره ماندگار ادبیات فارسی شناخته شد.
از آثار اوست:
دستور زبان فارسی؛ آشنایی با ادبیات فارسی؛ آیین فتوت و جوانمردی و ...
انتهای خبر
کد خبرنگار: 110215
ارسال نظر